Showing posts with label Islamic Law and Women. Show all posts
Showing posts with label Islamic Law and Women. Show all posts
Tuesday, June 21, 2016
Monday, October 22, 2012
پیام کنفرانس رهایی زن به فعالین حقوق زنان
پیام کنفرانس رهایی زن به
فعالین حقوق زنان
در جهانی که بشریت
به پیچیده ترین تکنولوژی مجهز است و دسترسی همگان به این تکنولوژی حصارها و مرزهای
ممنوعه قدرت های حاکم را شکسته است!
در جهانی که سرعت
اختراعات در دنیای به اصطلاح پست دیجیتال، هر روز بیش از یک قرن گذشته، دستآورد دارد!
سهم اکثریت زنان
از آفریقا و آسیا تا آمریکا و خاورمیانه، از مهد تمدن اروپا تا قعر تحجر عربستان
سعودی، همچنان شهروند درجه دو بودن است.
شهروند درجه دومی
که، هنگامی که به کشورهایی چون ایران و پاکستان و عراق و افغانستان و عربستان و
سومالی و .. میرسد، شهروند که نه، در ردیف بردگان خانگی، قرار دارند. جایی که نوجوان
فعال حقوق زنان آن، 14 ساله در مقابل چشم همین جهانیان
ترور میشود. و باند جنایتکاری هم که مدتها بعنوان حاکم، قدرت را قبضه کرده بود،
طالبان، بی شرمانه مسئولیت آن را بعهده میگیرد.
موقعیت زن در جهان
امروز، لکه ننگی بر پیشانی بشریت، و شاخص مهمی در اندازه گیری میزان تمدن جهان
است. در بهشتی مملو از رفاه و ثروت و پیشرفت، سهم اکثریت زنان برهوت قرون وسطایی
است که در آن فعال حقوق زنان را به جرم طلب حرمت انسانی، به بند میکشند و ترور
میکنند!
در این برهوت و
بدویت قرون وسطایی اما که در آن، زن رسما یا عملا شهروند متساوی الحقوق نیست، صدای انقلابات در خاورمیانه، در تونس و مصر،
نوید بیداری و دستیابی مردم به آزادی را داد. همه بهار عربی را جشن گرفتند. بهاری
که بسرعت با پیشروی ارتجاع اسلامی و تعرض خزنده آن به حقوق زنان در تونس و مصر، موقعیت
زنان را نه تنها در این دو کشور بلکه در سراسر خاورمیانه به مخاطره انداخت.
گروه ها و دستجات
مختلف از اخوان المسلمین و سلفی و القاعده
و گروه های مختلف ارتجاع اسلامی، که غالبا
حمایت مادی و نظامی بی دریغ دول "معظم" غربی را هم در اختیار دارند، سعی
میکنند که موقعیت پست تری را به زنان در
کشورهای عربی، تحمیل کنند.
در این شرایط ما فعالین حقوق زنان، کسانی که حاضر نیستند بر
سر حقوق ابتدایی و انسانی زنان با ارتجاع ضد زن، مردسالار و مذهب زده، سازش کنند،
در کنفرانس رهایی زن گرد هم جمع شده ایم تا همبستگی خود با مبارزه زنان در ایران،
تونس، مصر و سراسر جهان را اعلام کنیم و تلاش کردیم که صدای اعتراض و مطالبات و خواسته های بحق حقوق زنان باشیم.
سازمان رهایی زن، از مقاومت بر حق زنان در تونس و مصر در مقابل پیشروی خزنده
ارتجاع اسلامی حمایت میکند و تلاش میکند که آن را بهرشکل ممکن، تقویت کند.
ما مبارز ه زنان در خاورمیانه و کشورهای عربی، بخصوص در
تونس و مصر را مبارزه خود میدانیم و معتقدیم که پیشروی آنها به امر مبارزه ما در
ایران برای عقب راندن ارتجاع اسلامی حاکم، خدمت میکند. همانطور که پیشروی ارتجاع
اسلامی در هر گوشه از جهان و بخصوص در خاورمیانه و در کشورهای عرب زبان، ارتجاع ضد
زن در ایران را تقویت میکند.
ما بعلاوه در سازمان رهایی زن برای تحقق مطالبات فوری زیر،
تلاش میکنیم:
1-
ترور مالالا یوسفزای بدست اسلامیون طالبان و پاکستان را
محکوم میکنیم و خواهان مجازات آمرین و
عاملین این جنایت فجیع هستیم.
2-
ما خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندنیان سیاسی و فعالین
حقوق زنان و دانشجویان، از جمله نسرین
ستوده، شیوا نظر آهاری، ژیلا بنی یعقوب، نسیم سلطان بیگی و دیگر زنان دربند هستیم؛
و تلاش میکنم که صدای اعتراض آنها باشیم.
3- ما خواهان آزادی بیان و
اندیشه و به رسمیت شناختن آزادی و برابری و توقف سرکوب فعالین سیاسی و اجتماعی و
نهادهای مردمی توسط جریانات پلیسی و مذهبی
هستیم؛
4-
ما خواهان برچیدن کلیه قوانین زن ستیز اسلامی، و کوتاه شدن
دست همه مذاهب از زندگی زنان هسیتم. ما بخصوص برای برچیده شدن فوری بساط جزای
اسلامی و بخصوص قانون شنیع و ضدبشری سنگسار، مبارزه میکنیم. خواهان لغو فوری اعدام و و مخوف ترین شکل آن، یعنی قصاص، و حذف آن از
قانون جزایی ایران هستیم؛
5-
ما خواهان جمع شدن فوری بساط تعرض و دخالت حکومت ایران نسبت
به حق زنان در مورد جلوگیری از بارداری و دسترسی آنها به امکانات پزشکی لازم،
هستیم.
6-
ما تصویب هرگونه قانون تبعیض آمیز علیه زنان، توسط اخوان
المسلمین و دیگر جریانات مذهبی را محکوم میکنیم. و خواهان آزادی و برابری کامل زن و مرد و حقوق
انسانی برای همه شهروندان هستیم؛
7- ما هرگونه خشونت نسبت به کودکان،
بخصوص سواستفاده جنسی تحت عنوان "ازدواج" زودهنگام کودکان زیر 18 سال،
را محکوم میکنیم. و آن را صدور مجوزهای شرعی و قانونی برای تجاوز و خشونت نسبت به
کودکان، میدانیم؛
8- ما میلیتاریسم، عملیات
نظامی، تحریم اقتصادی علیه مردم در ایران و دیگرکشورها را محکوم میکنیم و آنرا
ابزار تخریب جوامع انسانی میدانیم.
9- ما قتل های ناموسی را به
شدت محکوم میکنیم و خواهان پیگیری قانونی و جنایی شدن این عمل شنیع و ضد انسانی هستیم؛
10- ما خواهان آزادی و برابری بدون قید و شرط زنان و مردان در
کلیه شئونات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستیم.
کنفرانس
"آزادی و رهائی جامعه، جای حق زن؟"
سازمان رهایی
زن – گوتنبرگ سوئد
20 اکتبر 2012
Labels:
Arab Spring,
Diana Nami,
Emancipation of Women,
Islamic Law and Women,
Leyla ghanei,
Mino Hemati,
Rahai Zan,
Sharaeh Rezaei,
Soleyman Ghasemiani,
Soraya Shahabi
Location:
Gothenburg, Sweden
Sunday, July 22, 2012
زنان و«اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها » در ایران
تریبون آزاد رهائی زن
زنان و«اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها »
در ایران
«از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم»،« از
پذیرش و دادن خدمات به بانوان بد حجاب معذوریم»
هر یک از ما به کرات این جملات وجملاتی شبیه
این را در مکانهای مختلف در ایران مشاهده کرده ایم.
در بسیاری از ادارات دولتی و نهادهای حکومتی،
یعنی مراکزی که شهروندان با عنوان ارباب رجوع به
آنها مراجعه میکنند و آنها با بهره برداری از
مالیات و ثروتهای ملی تشکیل میشوند تا به امور اجتماعی
شهروندان رسیدګی نمایند این جملات قابل
مشاهده اند و جالب اینکه تعریف خاصی هم برای بد حجابی
مشخص
نشده است و بر طبق سلیقه افراد میتواند متغیر باشد و رسیدګی یا عدم رسیدګی به
درخواست
ارباب رجوع از طرف یک نهاد خدمتګر دولتی در درجه
اول بستګی به سلیقه نګهبان آن اداره در
تشخیص حجاب ارباب رجوع دارد!!
جالب اینکه این عبارت را ګاهاَ بر سر درب
کلانتری ها هم مشاهده میکنیم ، جایی که کارکنان آن به
عنوان ضابطان قضایی بخشی از نظام حقوقی در هر
کشوری هستند و نزدیکترین لایه برخورد
شهروندان و حاکمیت در مسایل حقوقی می باشد.
اما ببینیم که آیا این مجازات(ندادن خدمات به
بانوان بد حجاب) از دیدګاه قانونی جایګاهی در نظام حقوقی
ایران دارد یا خیر؟
اصل ۳۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی میګوید «حکم
به مجازات و اجراء آن باید تنها ازطریق دادګاه
صالح
و به موجب قانون باشد » این اصل که در اسناد بین المللی مثل اعلامیه جهانی حقوق
بشر، میثاق
بین
المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز مطرح شده است از اصول اولیه و مسلم حقوق جزاست که
اصل
قانونی بودن جرایم و مجازاتها نامیده می شود. بر
اساس این اصل هیچ عملی جرم نیست مګر آنکه قبلاُ
از
طرف مقنن به این صفت شناخته شده باشد ، هیچ مجازاتی ممکن نیست مورد حکم قرار ګیرد مګر
آنکه
قبلاُ از طرف مقنن برای همان جرم وضع شده باشد
، هیچ محکمه ای صالح برای رسیدګی به
جرمی
نیست مګر آنکه قانون ، صلاحیت آن محکمه را برای رسیدګی به آن جرم شناخته
باشد و هیچ
حکمی
از محکمه صالح علیه متهمی صادر نخواهد شد مګر پس از رسیدګی و محاکمه آن. بر اساس
قاعده مذکور تعیین و اجرای مجازات نیز بایستی
مطابق با قانون باشد یعنی در شرایطی هم که دادګاه
صالح
فعل یا ترک فعل ارتکاب یافته از سوی متهم را جرم اعلام میکند مجازاتی که مقام
قضایی برای
مجرم
در نظر می ګیرد نمیتواند بر اساس تشخیص شخصی او باشد بلکه بایستی به موجب قانون
بوده
و همچون تعیین عنوان مجرمانه در قانون از پیش
به اطلاع عموم رسیده باشد.
چنین اصلی که بداهت مهمترین ویژګی آڼ است
امروز در امور جاری کشور ، مکرراُ نقض شده
ومأموران
قضایی وحکومتی که مسؤل حفظ آزادی و کرامت و مالکیت افراد بر جان و مالشان هستند به
دلیل
آنکه حفظ این ارزشها در نظام تعلیمی آنها و نیز در سیاستهای کلی سیستم حاکم
جایګاهی ندارد ،
به
شکلهای مختلف این اصل آشکار را که متضمن آزادی و تأمین حقوق شهروندی افراد است نقض
مینمایند.
مجازات « ندادن خدمات به بانوان بد حجاب »
نیز نمونه بارزی از این نقض میباشد و جالب اینکه در
ماده
ای از قانون مجازات اسلامی نیز که به عنوان منبعی برای قانونی جلوه دادن « جرم بد
حجابی»
است.
کسانی که چنین عباراتی را در مقابل دیدګان
شهروندان قرار میدهند باید بدانند که براساس اصل مشهور
«قانونی بودن جرم ومجازات»مذکور در اصل ۳۶ قانون
اساسی تنها دادګاه صالح حق دارد جرم را
تشخیص داده و امر به مجازات نماید و آنها حق
ندارند بر اساس روحیات وطرز تفکر خویش افراد را
از
برخورداری حقوق و خدمات اجتماعی محروم نمایند.
2012.07.22 _Göteborg
Wednesday, July 11, 2012
رویای من نوشته آنا پاک I Have A Dream
تریبون آزاد رهائی زن
رویای من نوشته آنا پاک
در آن هنگام
دختربچه ایبیش نبودم، که خمینی قدرت را به دست گرفت.اولینکاری که کرد زنان را به : کفنسیاه پیچید در خواب بودم.درخوابی سنگین و بختکی تن و سرم را کرخ کردهبود.فکرمیکردم که مرده ام تمام تنم سرد بود وبیحرکت.هیچحسی مرا به زندگی ربط نمیداد.
یادم می آیدکه زنانی با قهر و خشم زیاد بیرون ریختندو فریاد خود را بر علیه این کفن سیاه اینسمبل و نشانه تحقیر برگوش عالمیان رساندند.ولیبا خشنونت رژیم اسلامی و بی اعتنای بسیاریدیگر، رژیم زنان ایران را توسری خور کرد
.در آن هنگام زنی میخواست برای دیدار از کسانش به ایرانبه کشور ویرانش رود.امامردکان سفارت ابلاغیه ای را به او نشاندادند و گفتند باید توسر را روی سری کنیوگرنه از دیدار کسانت محرومی.او،این زن، زنانی را همفریاد خود کرد و زیربار توسری نرفت.ولیباز همچنان بسیارکسانی بی اعتنا به اینخشم بر علیه تحقیر ماندند.کابوسهمچنان ادامه داشت و همچنان میخواستم ازآن رها شوم ولی تمام تنم کرخ بود.چراهمه زنان به یکباره همفریاد نمیشویم دربرابر این توسری؟ چرا هر مسئله دیگری رامسئله خود میکنیم ولی توسری را نمیبینیم؟!امارژیم در ایران با خشنونت و با دستگاه ههایعظیم پلیسی سرکوب خود همچنان به جنگ زنانرفت و میرود تا با روسری پیکر آنها را توسری خور کند.…
رژیم اسلامیکه شادی و نشاط و ورزش زنان ایران را حتیبه پشیزی نمیگیرد در سال ۹۳ فهمید تنهاتربیت و فرستادن تروریستها به جهانایدئولوژی اسلامی اش را جهانی نخواهدکرد.دوبارهتن زنان را، این بار به نام ورزش زناندستاویز خود کرد.دوبارهزنان را، اینبار در سطح جهانی تحقیر و بهعنوان ورزشکار زن «مسلمان»مجبوربه توسری کرد.بازیکبار دیگر با توسری کردن زنان در سطحجهان میتوانست هویت زن ستیز خود را بهعنوان اصلیت زن «مسلمان«بررخ جهانیان کشد و باز هم زنان ایران ومبارزات آنان را برای به دست آوردن ارزشانسانی خود به سخره بگیرد.بهاین ترتیب در سطح جهانی با انواع لابیهاو رشوه و دروغ ها سعی در نمادی کردن اینتوسری برای زنان«مسلمان»کرد.امااین کابوس این جنگ بر علیه زنان همچنانادامه دارد..اینبار هم ….آهچرا از خواب نمیتوان برخواستن؟ چرا اینچنین در تن خود منجمد بودن؟
وقتی بهگفتگوی زنان ورزشکار در ایران مخصوصافتوبالیستها مینشنیم همگی در یک مورداتفاق نظر دارند باحجاب ورزش کردن، مردناست.چونتنی که عرق میکند و احتیاج به نفس کشیددارد در بخار خود، در زیر لایه های توسریمیسوزد.آنچهکه برای رژیم اسلامی مهم است مجبور کردنزنان ورزشکار ایران به سجده بر روی پرچمبا آرم الله خود در مقابل جهانیان است، وبس.آنگاه،رشوه گیران و نهادی های بین المللی زنستیز، برای ما دروغ پردازی میکنند:اگرتوسری را در سطح جهان بقبولانیم به زنان«مسلمان»فرصتورزش میدهیم.آنگاهحجابی که تن ورزشکاران را آزار و شکنجهمیدهد به عنوان «فرصتیبرای زنان مسلمان»نمایاندهمیشود.زهیافسوس
چندین زن فرانسوی مخصوصا آنی سوژیه که با سیموندوبوار بنیانگذار جبنشی است بنام «انجمنبین المللی زنان برای حقوق بشری زنان»ازبیست سال بیش از آتلانتا به سیدنی از آنجابه افغانستان، آتن،....وهر جایی که بازیهای جهانی در آن روان استیا تن زنان با مهر داغ توسری به نمایشانظار عمومی گذاشته میشود، یا در بوکسهایدو متری برای تماشاچیان ورزشکار به عنوانسکس به فروش گذارده میشود، میروند تافریاد طغیان انزجار خود را از این همهتحقیر به زنان به گوش عالمیان برسانند.اماافسوس ، عالمیان در خواب عمیقی هستند.یابرای اینکه مرد هستند و از این تحقیر زنانچیزی حس نمیکنند، و از آن بهره هم میبرند،یا اینکه زنانی هستند که این کفن سیاه کهپدر همه تحقیرها بر تن زنان است رانمیبینند، حس نمیکنند، یا مبارزه با آنرا برای فردایی دیگر میگذارند...۲۵ٰژولای دو روز قبل از ،شروعبازیهای المپیک در لندن این انجمن باچندین انجمن دیگر اروپایی مخصوصا فرانسویتظاهراتی را تدارک دیده اند تا بار دیگرفریاد تنفر خود را از تحقیر به زنان بهگوش عالم برسانند.دراین جهانی که تن زنان در میدان جنگایدئولوژیهای مختلف مخصوصا اسلامی بهگروگان گرفته شده است، و تن ما زنان ایرانقبل از همه داغ این ننگ را چشیده است.بیایمگوناگونیها و اختلاف نظرات خود را به کناربگذاریم.واینبار از کابوسی که بر جسم و جانمانسنگینی میکند برخیزیم و برای بدست آوردنحرمت انسانی خود و تمام زنانی که هر روزهدر ایران به شیوه های مختلف با این تحقیرمبارزه میکنند به مخالفت پردازیم.اینباردلم میخواهد که از این کابوس کرخی و سردیاز این مرگ که بر تمام تنم حاکم است رهایییابم.پس
قرار ما درلندن ۲۵ ژولای
Agendaof the 25 July in London on board the Hispaniolia
Subscribe to:
Posts (Atom)


